تبليغاتX
ashke khoda
مهم نیست
 تم گوشی موبایل بایرن مونیخ (عشق است.)
فقط بایرن و چلسی

از اینجا دانلود کنید

|+| نوشته شده توسط بی بی بتول در دوشنبه بیستم آبان 1387  |
 قصه وطن

آیین شاهی بر چیده ایم و        به تباهی رسیده ایم

ما ظلم ها کشیده ایم و         به ظلمت رسیده ایم

بهمن 57 را ندیده ایم و        به جزایش نشسته ایم

در فصل شباب  و جوانی     ما پیریم و شکسته ایم

 

انگار زمان در زمستان مانده است

 

ز ایرانمان بهاران رانده است

خونی برای جوشش در جان نمانده است

افسون مردگی کس بر شهر خوانده است

 

برخیز کاوه که دیوان به ایوان نشسته اند

شمشیر به کشتن افریدون بسته اند

برخیز هرچند پهلوانان خسته اند

در ماتم میهن ویران نشسته اند

بر کوی سپید پای در بند      بر سرخی لاله ها سوگند

که  بر نا مردمان نبخشد     آن گنبد گیتی آن دماوند

 

صدا در حنجره میشکند

سکوت هر منظره میشکند

در انتظار آن صدایم که هر پنجره میشکند

  پیکی کو تا سحر را خبر دهاد

تا امدن صدا را ندا دهاد

تا کوس  به پا بر مرده ها زناد

تا بانگ رهایی سر دهاد

|+| نوشته شده توسط بی بی بتول در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386  |
 عکس بازیکنان مشهور جهان به همراه همسر و دوست دختر هایشان××××!
ایال بازیکنای فرانسوی منتظر همسرانشون که از آلمان بر میگردنایال تیم برووسکیهمسر زیدان مسلمان!!!رونی و دوست دخترشهمسر لمپارترسینگ دروازه بان بایرنخانم لوتار متئوستدی شرینگهام و ایالاریک کانتونا و دو جوجهاشلی کول و همسرش
|+| نوشته شده توسط بی بی بتول در شنبه سوم شهریور 1386  |
 خیمه شب بازی سیاسی ایران در عراق نخندید لطفا
|+| نوشته شده توسط بی بی بتول در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386  |
 عکس هایی از بازیگر زن هندی 3ک3
عکس بازیگران زن هندوستان:

کلیک

|+| نوشته شده توسط بی بی بتول در یکشنبه پنجم فروردین 1386  |
 نوروز خجسته باد
نوروز باستانیتان خجسته باد

این گلها ی زیبا از آن شما

|+| نوشته شده توسط بی بی بتول در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385  |
 سوگند

سوگند سوگند

به خون پاک سیاوش

به نام

ایران و خاکش

 

که من واسه این خاک جون میدم     بیا

|+| نوشته شده توسط بی بی بتول در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385  |
 حذف استقلال از لیگ قهرمانان و نجف آبادی دسته بیل!
استقلالم با اون سازمان لیگش

هی این فردوسی ژور بدبخت گفت آقای قلعه نوعی این مسئولیت دیگه چیه؟

تازه با وجود اینکه مربی تیم ملی هم هستید!

انگار نه انگا ر

نههههههههههه تو تیم ما هیییییییییییچ گونه مشکل اختلال تو کارهای همدیگه وجود نداره .

آخرشم این شد با اون مدیر جدید مدرک کیلویی پپه بایدم نامه ی afc رو بندازن تو صندوق پست دیگه بعدشم گمو گور بشه.

در آخرم آقای قلعه نوعی که با باند بازی و زیر آب کردن سر ناصر حجازی کسیکه استقلال رو دوم آسیا کرد

رسیده به اینجا میاد یه توجیه های عجیب غریبی میکنه دو تا بسم الله و یا علی و مقام معظم رهبری

واینکه به ما غرض و رزی سیاسی کردن میگه و مسئله تموم میشه خاک تو سر ما مردم که اینطور مزحکه ی دنیا شدیم.

 

 

|+| نوشته شده توسط بی بی بتول در سه شنبه یکم اسفند 1385  |
 طرف خودشرو کشته

 

 

طرف خودشرو کشته

خودش رو کشته دیگه تو این دنیا نیست ، نه بابا خوشی زده زیر دلش ، این بچه پولدارا خوشی که میزنه زیر دلشون از این قرطی بازیا در میارن

_ عزیزم ، تیپ فضایی که نزده راه یفته تو خیابون ، n میلیون نداده ماشینشو تیونین کنه صدا گاو وبزدر بیاره  که ..مرده، یعنی دیگه نی.

این حرفا تو گوشش میپیچیدو صدای سکه ها که ریخته میشدن.گیج بود ،چه خبره ؟!

خواست بلند شه وای که چقدر سبک شده بود .اینهو فنری که یه هو بازش میکنن از جاش پرید ، بابا فنر چیه تو بگو خود هوایی که از سواخ باد کنک ول میشه یا هوایی که ... .. آره احساس کرد مثل هوا جاری شده ،ای بابا چرا اینطوری شدم .

اینا چی میگن این که منم.پس این چیه ؟.من بیرون از منم.آهااااااا یعنی تموم شد.؟ ااااا ای داد این همه فکر کردم چی میشه حالا چه دردی داره؟! ولی وجدانا این تیکه ای که سرم خورد زمین خیلی درد داشتش. ولی پروازش خیلی حال داد.

از حرفای اون مرده یه چیزایی شنید.د لعنت به شما مردم از دست شما خودمو اینطوری کردما باز دست از جنازمم بر نمیدارین؟

بی شعورا.حرفمو که کسی نشنید دریغ از یه نفر که واقعا بدونه چی گفتم .همونام که گوش میکردن (آره آره اتفاقا ما هم به این روز افتادیم یا افتاده بودیم.یه همدردی ساخته گی و تموم) هی گفتم بابا دوستش دارم . (ای بابا خوشی زده زیر دلش)

به خدا دوستش دارم .

 

خاله جون تو که دیگه اونقدر خوب بودیو واسم فال حافظ میگرفتی دیگه چرا؟  ( آره آرش ،خاله جون مردا همشون از این حرفا میزنن اونم تو سن تو که همش هیجان زود گزره . آره شما مردا همه شبیه همین . آره مرد کوچولوی من)

مرد کوچولو؟ آخه مرد کوچولو دیگه چیه نوزده و نیم که نه بیست سالم بود دیگه.

اوه اوه دایی بزرگه با ون صدای کلفتش :  ( نه این خوشی زده زیر دلش .سربازیش رو که شانس آورد یه معافی کشکی گرفت.حالا ...ش کف کرده پدر سوخته خوشی زده زیر دلش)

حمید دیدی گفتم یه روز خودمو میکشم گفتی :(گو زیادی نخور .همینطور الکی خوش و نخورده مستیا .یه چیزی میگی آخه تو به دهنته ؟.همین شکم سیرا عاشق میشن.)

آره حالا خبرو که بشنوی کف میکنی حال کن چهار کیلو مخم ریخته کف خیابون ..اونوقت تو میفتی تو کللم یه جو مخ ندارم.

اوه اوه بابا که میگفت همش گچه دیدی بابا جون همشم مخه اونم با بالا ترین چین خوردگی ممکن .لامنسب نابغه بودما حیف شدم.

بابا جون تو هم که هی بند کرده بودی به سطح تبقاتی (.نه آرش اصلا حرفشو هم نرن ).

این آخرا به خودمم قبولونده بودین که زندگیمون مشکل دار میشه.ترسونده بودینم از جواب دادن بهش خوب واسه همینم مجبور بودم خودمو مخفی کنمو تلفنا رو هم جواب ندم. آخ که نمیدونی چقدر دوستت داشتم ،ژاله.حاضر بودم واست بمیرم نشون به این نشون که مردم. ها ها. اون صحنه ی طلوع خورشید از پشت سرمون ،ته کوچه که همراه شده بود با آخرای بارون دیشبشو هوای نمناک و کوچه ی خیس و همه به همراه گلای میدون سر کوچه که مبهوتتبودن وآره من مبهوتت نبودم من واست میمردم. وقتی استینتو رو پنجه هات میکشیدی و اونوقت تو آستینت ها میکردی نمیدونم واسه اینکه گرم بشی یا اینکه منو بچزونیو دیوونه ی نازت کنی؟، میمردم واست. وقتی جواباتو نمیدادم به محبوبه زنگ زده بودی که( خوب اره دیگه مامانم راست میگفت اون منو نمیخواد. هیجان جوونیشه .پس چرا منو بازی داد؟) عزیزم من که تو رو بازی ندادم من کی باشم؟.

ولی میدونستم دوستم داری به محبوبه گفته بودی( ولی هنوزم آرشو دوستش دارم .اما اگه جوابمو نده مجبورم به خواستگارم جواب بدم ) 

وقتی اینا رو محبوبه واسم گفت داشتم دیوونه میشدم که از یه طرف اون دختر نجیب که بعد 9 سال عاشقی فقط واسه اینکه دلمو نشکنه یه جواب سلام بهم داده بود دوستم داشته .از یه طرفم که جرعت نکردم بهت زنگ بزنم آخه میترسیدم حتی از شنیدن کلمه ی ازدواج.

حالا اینه وضعم رفتی و من موندم و دنیایی که هر جوری فکر میکردم میدیدم دیگه هیچ کاری توش ندارم .دیگه واسه چی باید نفس میکشیدم به امید کی؟

خاله جون دیدی ژاله که نشد دیگه به هیچکی فکر نکردم .میگفتی فراموشش میکنی دیدی بعد اون به هیچکی فکر نکردمو.

دیگه هم که نمیتونم فکر کنم.

ژاله جون خوش باشی.

 

انگار تو هوا حل شده بود آمبولانس رسید اون مردا  میرفتن اونم رفته بود.

 

این داستان چطو باید تموم میشد ؟ نظر بدین ممنون میشم.

|+| نوشته شده توسط بی بی بتول در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385  |
 دروغ های oliver stoneمثل پارس سگ همسایه و بن لادن آریایی ثمره ی انقلاب!!!!!fuck u oliver ston

دروغ های oliver stoneمثل پارس سگ همسایه و بن لادن آریایی ثمره ی انقلاب!!!!!؟

امروز شبکه ی 4 فیلمی از الیور استون محصول  2005 نشان میداد ،فیلم اسکندر مقدونی که قبلا اسمشو شنیده بودم و پیش پرده هاش رو دیده بودم اما فیلم رو به طور کامل نه.

چقدر میتونه بی شرف باشه این الیور و چقدر میتونه بدبختباشه ایران و آریایی. که الیور استون آریایی ها رو بربر نامیده و صحنه ی جنگ یونان و ایران رو طوری نمایش داده که به نظر من اگه خونش رو حلال کنن حقشه.

داریوش سوم پادشاه ایران با دستار و امامه و سپاهیانش همینطور با شکل و شمایل اعراب ..پیروزی اسکندر باقدرت و بعدشم مردن شاه ایرانی و هخامنشی و ترحم اسکندر به او.همش دروغ

خاک بر سر ما کنن که واسه قدس اونطوری تظاهرات میکنیم ،هولوکاست رو به عنوان دروغ میشناسیم اونوت برای ساخت چنین فیلمی که همش توهین به زردشت و شاهان ایرانی و تمدن پر شکوه آریاییه ساکت میشینیم . بعد از دو سال فیلم روز 21 بهمن نمایش داده میشه فقط برای به جوش آوردن خون ایرانی برای شرکت در تظاهرات 22 بهمن.

اونایی که فیلم رو نقد کردین و گفتین آره غربیا واسه ما دل که نمیسوزونن بیچاره مونم کردن خوب با توجه به این فیلم مثلا حرف شما م مقبول ولی شما خودتون ما رو به این روز انداختین ای عربا .

من که میدونم از این فیلم خیلی هم شادین و استفادتونم ازش بردین ولی امروز وقتی دیدم جز سگ همسایه که بلند پارس میکرد هیچکی ساعت 9 بالا بوم نرفت و الله  اکبر نگفت و صدایی شنیده نمیشد فهمیدم اخرای کارتونه.

آقا کی گفته اسکندر تخت جمشیدو آتیش زد .تاریخدونا که فهمیدن کشکه

زمین شنا سام با بررسی گسل ایران و عرب و نحوه ی افتادن ستونای تخت جمشید فهمیدن زلزله اونا رو انداخته .

اینا همه به خاطر این کارای شماست .آبگیری کنید سد سیوند رو زیر آب ببرید مقبره ی کوروش رو تاریخ باسان پر شکوهمون رو .اونوقت بایدم که یه  متعصب .بی شرف غربی مث الیور استون اینطوری تعصباشو در غالب دروغ به مردم عرضه کنه داریوش رو شبیه بن لادن نمایش بده.

چند وقت پیش شنیدم یه گروه تیاتر ایرونیای خارج کشور فتح یونان رو توسط هخامنشیا رو صحنه برده بودن بازم همونا که اون داستان واقعی تاریخی رو اجرا کردن تا شکوه تمدنمون رو در برابر تمدنای دیگه نشون بده خدایا کو اون شکوه ایران که همه ی جهان رو زیر دست خودش داشت؟ .فعلا که تو ایرون از این خبرا نیست.

اورمزد خدوی پاک ایران به دادمان برس.

|+| نوشته شده توسط بی بی بتول در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385  |
 
 
بالا